انسان در زندگی فردی و اجتماعی خودش لاجَرَم نیازمند اصول ، قوانین و مقرراتی است و زندگی بدون قانون تبدیل به همان چیزی میشود که قبلا عرض شد ، زندگی بدون قانون نتیجه اش جنگل میشود که هر کس هر کار خواست بکند ، ولی هر انسانی با عقل خودش به این پی میبرد که انسان هم باید منافع نوعی اش حفظ شود و هم منافع شخصی اش و این حفظ منافع صورت نمیگیرد مگر با یکسری قوانینی که مناسب طبع انسانی باشد .یک سوالی که اینجا مطرح میشود این است که چگونه این قوانین را پیدا بکنیم ؟ جواب روشن است ، عده ای از نمایندگان مردم دور هم دیگر جمع میشود و این قوانین را وضع میکنند یا یک عده ای خود مختار این کار را میکنند و یا همه مردم این کار را میکنند و یا یک شخصی از جایی دیگر این کار را میکند و صورت هایی به این شکل . اما با یک نگاه عادی با این نوع قانون گذاری ها پی میبریم که بشر نمیتواند برای بشر قانون وضع بکند چرا ؟ چون تاریخ جواب میدهد به این شکل : تبعیض های نژادی ، تبعیض های اقتصادی، تبعیض های فرهنگی ، تبعیض های جنسیتی ، تبعیض های سیاسی و... یا از بحث تبعیض ها که بگذریم به بحث ناعدالتی های میرسیم که اگر به آن نپردازیم هم مشخص است ، ناعدالتی های مالیاتی و ویژه خواری ها و امثال اینها ثمرات قوانینی است که بشر برای بشر وضع کرده است و این قوانین نارسایی خودش را به همه نشان داده است. انسانی که ممکن الخطاست و احتمال خطا در او وجود دارد آیا میتواند برای دیگران تصمیم بگیرد بدون اینکه منافع شخصی خودش را در نظر بگیرد ؟ این اشکالاتی که در بالا ذکر شد همه بخاطر منفعت طلبی قانون گذار ها بوده یا اگر هم منفعت طلبی آن ها نبوده لااقل میگذاریم پای اینکه اندیشه ای پشت این قوانین نبوده است . آیت الله خامنه ای میفرمایند : مراكز
برچسب:
نویسنده: سجاد امیری
تاريخ: شنبه
25 تير
1401 ساعت: 21:12